تنها برای تو ...... 15.gif07.gif

تاب نمي آورم،  غمي را كه دلت را بي تاب كرده ...

تو ، آن سو ، غميني و من اين سو .... تو آن سو در غم همراه لحظه هاي تنهاييت و من اين سو در غم تو كه همدل تنهايي لحظه هايم هستي ....

مي دانم ، خوب مي دانم مهربانم .... مي دانم كه سخت است . اما تحمل كن ....

------------------------

شما تا حالا حيووني داشتين ؟06.gif يه گربه 07.gif... يه سگ ..07.gif. يا حتي يه جوجه كوچولوي نازنازي07.gif ... اگه حيووني داشته باشين ، حتما مي دونين كه اون حيوون با تموم شيطوني هاش ، با تموم كارهاش ، با همه چيزش چطوري توي دل آدم جا مي گيره ... 07.gif10.gifحتما مي دونين كه چه لذتي داره وقتي دوست كوچولوتون با كلي بلا بازي مي ياد پيشتون و يه جوري نگاتون مي كنه كه تا ته دلتون نفوذ مي كنه .... 30.gifحتمامي دونين آدم چقدر خستگيش از تنش مي ياد بيرون وقتي بعد از كلي درد سر كه بيرون خونه داشته مي ياد خونه و كوچولوي دوست داشتنيش و مي بينه كه پشت در داره واسه ديدنش بال بال مي زنه ... حتما مي دونين چقدر دل آدم آروم مي شه وقتي كه تنهاست و توي تنهاييش مي شينه و دوست با وفاش درد دل مي كنه ... اره . حتما مي دونين . حتي اگه يه گنجشك كوچولو هم داشته باشين مي فهمين چي مي گم ... مي فهمين كه آدم چه حالي داره وقتي كه بعد از روزها زندگي با كوچولوي دوست داشتنيش ، اون و از دست مي ده ... هيچ وقت روزي و كه پيشي هاي نازو شيطونم و ازم جدا كردن يادم نمي ره ... 17.gifجوري نگاهم مي كردن كه انگار داشتن بهم مي گفتن : ما رو دارن كجا مي برن ؟ هنوز صداي نازشون توي گوشمه ... هنوز وقتي كه مي يام خونه سر و صداشون و مي شنوم كه مي يان و كلي واسم شيطوني مي كنن ... هنوز ياد بازي هاشون هستم ... هيچ وقت قايم باشك هايي و كه با اون ها بازي مي كردم و يادم نمي ره .. آخ كه چقدر كيف داشت ...07.gif هيچ كس به اندازه اون ها نمي تونست منو از ته دل بخندوه ... يادمه يه بار يكيشون رفته بود خونه همسايه و همسايه دعواش كرده بود . اون هم از ترسش موقع برگشتن افتاده بود توي حوض خونه همسايه و وقتي اومد خونه مثه موش اب كشيده شده بود ... يا يه بار كه يكي ديگشون سرش گير كرده بود توي پلاستيك و چقدر بال بال زد تا سرش و از توي اون پلاستيك در آورد . تازه اون پلاستيك هم توش نمي دونم چي بود كه پيشي جونم كه سفيد سفيد بود ، سرش شده بود مثه زغال و تا يه مدت حسابي پايه خنده بود ... دفعه اولي كه برف ، ديدن از همه جالبتر بود . انقدر با كنجكاوي به برف نگاه مي كردن و بهش پنجول مي زدن كه ادم جدا فكر مي كرد يه چيزه خيلي عجيبه و دلش مي خواست بره ببينه چيه ... برف بازي و هم خيلي دوست داشتن .... يادمه مريض كه مي شدن ، چقدر حساس مي شدن ... يه بار تپل حسابي مريض شده بود .. يه شب تا صبح بالاي سرش بودم ... صبح وقتي سر و صدا شو شنيدم وديدم كه داره شيطوني مي كنه و با موهام بازي مي كنه نزديك بود ذوق مرگ بشم .....07.gif10.gif آره خلاصه ... كسايي كه يه حيوون خونگي داشته باشن مي فهمن چي مي گم ... اما حالاچي شد كه امشب در درد دلم اينجوري باز شد و اين ها رو گفتم ....02.gif15.gif17.gif

دوست جوني مهربونم07.gif07.gif07.gif ، سگش و كه خيلي هم دوستش داشت و به قول خودش رفيق تنهاييهاش بود و از دست داده .... 17.gif

مي خوام از همين جا بهش بگم كه دوست جوني مهربونم 07.gif، خيلي متاسفم ... خيلي خيلي زياد .. 15.gifبه همون اندازه اي كه وقتي ازش حرف مي زدي واسش ذوق مي كردم 07.gif، الان از نبودنش ناراحتم .... 17.gifبا اينكه نديده بودمش اما خيلي دوستش داشتم ... به خاطر اون بود كه دوستي ما پا گرفت و ادامه پيدا كرد . مي دونم كه جاش خيلي خاليه ... مي دونم كه خيلي دوستش داشتي و داري ... اما نمي دونم ناراحتيم و چطوري بايد بيان كنم .17.gif

ضمن اينكه مي دونم كه من هم باعث ناراحتيت شدم .... 02.gif08.gifمن و ببخش كه خود خواه شده بودم .... نمي دونم چطوري ازت معذرت خواهي كنم . اما مي دونم كه تو انقدر خوبي و انقدر مهربوني كه من و مي بخشي .... بهم قول بده كه غصه نخوري .. هر چند كه مي دونم خيلي سخته ... باور كن حاضرم هر چي غصه داري و خدا بده به من اما تو ناراحت نباشي ....

به اميد روزهاي شاد براي تو .... بهترين بهترين ها ، مال تو باشه كه ارزشش و داري .... 07.gif

 

 

 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
vajiheh

مطلب شما را خواندم. احساساتت را خوب بيان کردی. باز هم بنويس و باز هم به ما سر بزن.

علی

نمی دونم چرا آدمهای خوب هميشه تنهان؟؟؟واقعا چرا؟؟؟زيبا بود..سگ و گربه بهانه است دوست جونی من...پاکی صداقت..زيبايی و مهربانی ومعصوميت نياز ماست و از آن روز که در وجود انسان از یافتنش نا امید شدیم در حيوانات سراغش را گرفتيم...