اين ها را مي نويسم تا بداني كه بي تو چون بودم .... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

(  من بي لب لعل تو چنانم كه مپرس )

 

 

گاهي دلم عجيب براي خودم مي سوزد ... عجيب ، دلم مي سوزد گاهي براي خودم ...

من دلم را ، تنهايي ام را ،   به دست نوازش هاي  پنهان ترين آغوش دنيا ، به دست بي كسي ها سپرده ام....

من تمام اشك هايم را خنديده ام تا مبادا نگاهم صورت ماه را غبار اندود كند ...

من در بي چهچه ترين موسم سال ، آواز سر داده ام تا مبادا قناري  ، دلش براي آواز تنگ شود ...

از ميان تمام رفتن ها ، من آمده ام  تا مبادا نگاهي فانوس به دست ، چشم بر راه جاده هاي سر به بي انتها گذاشته ، خاموش شود ...

چه قصه ها كه تا بي نهايت ها خوانده ام  تا مبادا آخر قصه برسد و هنوز،  كلاغي در راه مانده باشد ...

من هر چه پروانه كه افتاده بود در آب را ، زود از آب در آورده ام ...

من جسد چهار پاره دلم را با دستان  خودم غسل دادم و در شبي كه ماه ،  درست بالاي سر تنهايي بود ، تمام طپيدن هايش را  در بي نبض ترين لحظه بودن ،  دفن كردم  تا مبادا دلي ،  بيقرار نبودنش شود ...

من براي جاده ، مسافر شدم ... براي راه ، همراه شدم ... براي دل ، همدل شدم ...

من براي قفس ، پرنده شدم ... حتي بهانه شدم براي گريه ...  من ، درد سنگين  تنهايي را از شانه هاي تنهايي برداشتم ... اما ....

 اما در اين جهان بي انتها، آيا ، كسي ، خواب مرا مي بيند ؟؟؟!!!!

گاهي ، عجيب ، دلم ، براي خودم ، مي سوزد ...

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
مرتضي

سحر جان سلام.خوبی عزيزم.مثل اينکه حسابی دلت گرفته؟اين جمله يادته؟:«از چه دلتنگ شدی؟ دل خوشيها کم نيست».به قول دکتر شريعتی « اگر تنهاترين تنها شوم باز هم خدا هست».می دونی اين متن رو که خوندم حسابی دلم گرفت.نميتونم کسی که با نوشته هاش بهم دلگرمی ميداد رو اينطور دلتنگ ببينم.قول بده تو پست های بعدی شاد و سر حال باشی.اگر چه می دونم هميشه يه دلتنگی هايی هست.اما اميدوارم هميشه دلشاد و سرزنده باشی. يا علی...

مرتضي

راستی من اول شدم ها (چشمک)

vajiheh

سلام دوست من. ديروز کلی پيغام نوشتم که همه پاک شد!!!آفرين بر اين اراده قوی شما که بر همه مشکلات سعی داريد فايق شويد. و اما احساس دلتنگی..احساس فراموش شدگی دردی است که کما بيش همه ما به آن دچار شده ايم...حداقل آدمهای با احساس می فهمند که دچار شده اند و به قول سهراب دچار يعنی عاشق...