آخرین حرف ؟

 

     

  

  

 

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دايی ناصر

نه دايی جون هنوز داستان به ته نرسيده. تو که تازه اول راهی. بايد همشو تحمل کنی ميدونم که سخته ولی زندگی مجموعه ای از همين تلخی و شيرينيها و خوشی ها و نا خوشی هاست ديگه.

Sahar

منظورم اينه که اگه قرار باشه اخرين حرف و بزنين توی زندگی، اون وقت چی ميگين (اين رکسانا نه اون رکسانا ) .... يه چيزی توی دلم ....

رضا

ولی آخرین نگاه می تونه خیلی برای آدم سخت باشه

رضا

آخرین... اولین... بالاترین... باسرعت ترین... دنبال اینها نباش... مهم نیستند... مهم این وسط هاست :)

رضا

خودم حرف خودم را نقض کردم

دايی ناصر

دردم از يار است و درمان نيز هم دل فدای او شد و جان نيز هم

...

حرف آخرم و آخر حرفم را با بغض می خورم، عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم ، باشد برای روز مبادا... شاید امروز نیز روز مبادا باشد!

. . .

البته اين متن پايينی من نيستم ها... يکی ديگه است...ببين کيه؟ . . .

. . .

در ضمن سحر جان...از علامت سوالی که آخر گذاشتی٬ معلوم بود منظورت چيه... ولی بازم من حرف خودم رو ميزنم.. آخرین حرف ممکن نیست . . .

فسقلی

سلام وبلاگ خوبی داری خوشحال ميشم کهبه وبلاگ منم سربزنی و نظر بدهی متشکرم