خوبه كه گفتني نيست .....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خوبه كه نوشتني نيست  ......

 خوبه ....

 خويه كه حسش مي كني .....

 

 

 

 

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا

لحظه هامان را نسيمی رهگذر با خويش می کشد آرام ... / شعله ای حيران / سايه ای لرزان / شمع در هذيان / اشک می ريزد آرام / سايه ی شمعی که می سوزد / می کشم آهی و می گويم : کاشکی حيرانی ام بر من نمی خنديد ...

مهیار(ازپیله تاپرواز)

خوب است که هستی و من عجيب به بودنها عادتناکم و اين عادت ها عجيب محتاجم ميکند و اين احتياج مرا از خودخواهی می رهاند...فقط کمی صبر کن....باش...خوب است که باشی....به روزم عزيز.

lale

اينا همه چه خوبی داره ...مگه اينکه اين باشه (( گاهی چنان بدم که مبادا ببينی ام ))

غريبه

به به .. سحر خانم گل .. حال شما .. خوب هستين که .. بی‌خبر ميای خانم خانما .. چی کار می‌کنی دختر .. يه خبری بده ديگه .. مردم از بی‌خبری ..)): دلم هوارتا برات تنگيده آبجی .. می‌گم خوبه که حسش می‌کنی هاااااا .. يا علی

رها

... خوبه که حسش کنی ولی حست نکنه نه؟؟؟؟

رها

دلم برات تنگيده مثل هميشه ...

بي هم نفس

تو کيستی که صدايت را در گرم ترين آغوش ها می شنوم ؟ تو کيستی که حس غريبانه نسبت به تو مرا از راه خود باز می دارد تو کيستی که هنگام غربت فقط نام تو مرا از خود شاد می سازد تو کيستی که نام و نشانيت را در تنها راه اميد ديديم خودت را بدون دروغ بر من بشناسان