يه شب مهتاب ....

 

 

 

 

 

 

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
vaji

خيلی بامزه است

سمانه

يکی برمی‌گرده به سياره‌اش

13

شايد هم داره از سياره اش دور ميشه(فرار ميکنه)....شايد هم ميخواد بره تو آب با ماهی ها بازی کنه...شايد .......اما خوبه که هيچ کس ديگه تو دنياش نيست تا اذيتش کنه..اين خيلی خوبه.......

mosafere paeez

سلام عزيزم ممنون که به يادم بودی سکوت نه از رضايته نه از شکايت شايد تمامه گفتنی هام ته کشيده ديگه حرفی نمونده ....شايد هم ديگه گوشی برای شنيدن نمونده....

roozbeh

چه شب مهتابی بلندی ...کی صبح ميشه....

roozbeh

سحر خانوم سلام ....آپ کن ديگه!!!...منتظرم

roozbeh

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی/ عجب شاخه گل وار به پایم شکستی/ قلم زد نگاهت به نقش آفرینی/ که صورتگری را نبود این چنینی/ پریزاد عشقو مه آسا کشیدی/ خدا را به شور تماشا کشیدی/ تو دونسته بودی، چه خوش باورم من/ شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من/ تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تا/ تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریا/ قسم خوردی بر ما ، که عاشقترینی/ تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی/ همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت / به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت/ گذشت روزگاری از اون لحظه ناب/ که معراج دل بود به درگاه مهتاب/ در اون درگه عشق چه محتاج نشستم/ تو هر شام مهتاب به پایت شکستم/ تو از این شکستن خبرداری یا نه/ هنوز شور عشقو به سر داری یا نه/ تو دونسته بودی، چه خوش باورم من/ شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من/ تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب/ تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب/ قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی/ تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی/ همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت / به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت/ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری/ من اون ماهو دادم به تو یادگاری/

درسا

تو مپندار کزين در به ملامت بروم / دلم اينجاست بده تا به سلامت بروم ............................. سحر بازم ازت بی خبر شدم ، چرا اینطوری میشه ؟ خواهش می کنم یا بهم زنگ بزن ، یا بیا صدر ببینمت ، (روزای فرد 5/7-6) توروخدا بیا ، دلم خیلی تنگ شده ):