صد قافله دل همره توست ....

 

ميدونی ياد چی افتادم ؟!

ياد لبخند اون پيرمرد .... تو هم حتمايادت هست . مگه نه ؟ راستی که چقدر دلنشين بود لبخندش .... يه لبخند زیبا که به زيبايی عشق ما زد .... هر وقت به لبخندش و اون لحظه فکر می کنم ، از صميم دل می خندم .... زيبا بود .....

راستی تو فکر می کنی اون موقعه ، به چی فکر کرد که اونطور قشنگ لبخند زد ؟!!!!

 

 

 

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
roozbeh

سلام ....شايد اون پيرمرد هم ياد جوونی هاش و عاشقی هاش افتاده...يا شايد هم زندگيش هميشه از عشق تهی بوده ....چه عکس زيبايی و چه فضای روحانی زيبايی ...

رضا

زيبايي هميشه لبخند مي آره سحر... به هيچي لازم نيست فكر كنه...مگه آدم وقتي يه گل خوشگل را مي بينه و ناخودآگاه لبخند مي زنه... به چيزي هم فكر مي كنه؟ :)

ali

eheee!!! are ? injooriye digee? khaily ha..haaa... hafez?.. na haa...haaaa....hapche...e bebakhshid ...chi dashtam migoftam ahan aree khailyyyy hashe.....hasheeee.....hashemi 2005?...ahhh...bebinam to midooni chi mikham begam naaa???? ...

vaji

سلام سحر جان. خوشحالم می کنی هر بار که سری به من ميزنی.