<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

 

باده ناب نگاهت را نوشیده ام میان عطرآغوشت ...

مسحور و مستور و مدهوش ، ای زلال ناب

جرعه جرعه  ، نه ، که لا جرعه ، تو را می کشم به کام خویش ....

با خیال تو ، حرامم باد اگر با دگری پردازم ....

ماه ، اگر نه چهره تو و آفتاب ، اگر نه قلب تو، سنگ سردند این هردو، که مراهرنیمه شب ، رخ تودرنظراست گاه بوسه باران ماه و هر روز، مهرمهربان دلت ، گرمای لحظه لحظه ام ...

مخمور آن دو چشمم ...

بیمار آن دو لعلم ...

 

 

 

 

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
vaji

خوشحالم باز مينويسی

vaji

سلام سحر جان

mosafere paeez

سلام عزيز خوبی؟ زيبا می نويسی مثل هميشه پايدار و سر بلند باشی

رضا

جرعه جرعه، نه، كه لاجرعه مي كشم تو را به كام خويش... :)