اين آخرين دل گفته دست نوشته را هم بر من ببخش .....

 

به دنبال سايه نيستم ، وقتی اين آفتاب داغ ، بوسه های تو را با خود دارد ، از طلوع زيبای آغازش ، آنجا که تويی تا گرمای ظهر تابستانش ، اينجا که منم ....

به دنبال سايه نيستم ....

من ديوانه وار آفتاب را به آغوش می کشم .... بگذار نگاههای عاقلی که بر گريزم از سايه خيره مانده اند ، بيخبر بمانند از باران بوسه های تو زير آسمان آفتابی داغ ..

بوی غريبی می آيد .... بوی غربت .....

نه اين شهر را می شناسم .... نه مردمانش را ....

اهلی آغوش تو ، هر کجا که جز آغوش تو باشد ، غريب است ... غريب است ... غريب است ....

هوای کوی تو از سر نمی رود ، آری

غريب را دل سرگشته با وطن باشد .....

 

چشم های من روزهاست که می گريند....

و من اين اشک ها را می ستايم ، همچنانکه لبخند را ......

وتو ....

چراغ اعتماد در تو خاموش است ....

امروز چيزی در دلم شکست .... بهت زده و ناباورانه ، چشم هايم حتی تاب ديدن ندارد ....

خيال گريز اما ندارم .... که هر چه باشد به جان و دل می خرم . تمام صبرهای عالم را به دل می ريزم و تمام بی تابی های دنيا را تاب می آورم .... تنها برای يک لحظه . يک لحظه شيرين پر حلاوت .... آن لحظه که چشم در چشمان بيقرارم ، اعتماد را زمزمه کنی ....

و تو ، هر چه می توانی بکن . فروگذار مباش . هر چه می توانی بکن تا اين لحظه را به اين بی من بی دل بی تاب عاشق ، هديه دهی .

تمام دلتنگيهای اين دل کوچک را با آواز اعتمادب که از صميم جانت بر می خيزد ، غرق شور و شادی کن ....

و من چنين لحظه ای را ، ايستاده به انتظارم .....

و تو ، بسياااااررررررررر ، مرا ، ببخش ....

و من ...

 

دوستت دارم .... دوستت دارم ... دوستت دارم .. دوستت دارم .... دوستت دارم ... دوستت دارم .. دوستت دارم .... دوستت دارم ... دوستت دارم .. دوستت دارم .... دوستت دارم ... دوستت دارم .. دوستت ... دوستت دوستت دوستت

 

( من و ببخش اگه بهت خيلی می گم دوستت دارم .... بقيه اش رو هم که حفظی ديگه خودت ..... )

 

 

 

 

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
واثق

سلام. متن خيلی قشنگی بود. هميشه شاد و پيروز باشی

رها

سلام سحرمممممممممممم خوبی عزيزکمممممم ؟؟ سحريمممممممممممممممم کلی دلم برات تنگ شده به خدا خيلی شرمندم قد يه دنيا که جواب ندادم آفاتو وتل هم نزدم سحر خيلی گرفتارم خيلييييييييييی به جان خودت که کلی برام عزيزه يه عالمه به يادتممممممم ايشالا از خجالتت در بيام سر وقت همه چيو برات می گم کلی مواظب خودت باش عزيزم از حالت با خبرم کن شايد بهم آف نرسه برام يا ميل بذار يا کامنت از حال خودت خبرم کنياااااااااااااااااااا يه عالمه دوست دارممممم عليو هم سلام برسون فدات عزيزکم فعلا .....

roozbeh

كنار پنجره تنها و بي تاب طلوع آرزوها را ببينيم بيا يك شب به اين انديشه باشيم چرا اين آبي زيبا كبود است شبي كه بينوا مي سوخت از تب كنار او افق شايد نبوده ست بيا يك شب براي قلبهامان ز نور عاطفه قابي بسازيم براي آسمان اين دل پاك بيا يك بار مهتابي بسازيم بيا تا رنگ اقيانوس آبيست براي موج ها ديوانه باشيم كنار هر دلي يك شمع سرخست بيا به حرمتش پروانه باشيم بيا با دستي از جنس سپيده زلال اشك از چشمي بشوييم بيا راز غم پروانه ها را به موج آبي دريا بگوييم بيا لاي افق هاي طلايي بدنبال دل ماهي بگرديم

roozbeh

سلام سحر جان ...چرا ديگه پيشم نميای؟؟؟

روزبه

سحر خانوم ديگه نمی خوای بنويسی!!!

Ali

khanoome mohtaram fekr konam sar dare web logetoon oftade bashe :P.hapcheee

Ali

khanoom up date nemikonid?

roozbeh

تو مثل خواب نسيمي به رنگ اشك شقايق تو مثل شبنم عشقي به روي پونه عاشق تو مثل دست سپيده پر از تولد نوري تو مثل نم باران لطيف و پاك و صبوري تو مثل مرهم ياسي براي قلب شكسته تو مثل سايبان اميدي براي يك دل خسته تو مثل غنچه لطيفي به رنگ حسرت شبنم تو مثل خنده ياسي و مثل غربت يك غم تو مثل جذبه عشقي در انتظار رسيدن در امتداد نوازش گلي ز عاطفه چيدن تو مثل نغمه موجي غريب و آبي و ساده شبيه شاخه گلي كه افق به چلچله داده تو مثل چكه مهري ز سقف سبز صداقت تو مثل گريه شعري بروي صفحه غربت تو مثل لذت رويا تو مثل شوق نگاهي هزار مرتبه خورشيد و صد افق پر ماهي تو مثل لطف بهاري پر از شكوفه خواندن تمام هستي من شد ميان شعر تو ماندن تو مثل هر چه كه هستي مرا به نام صدا كن

Ali

Kash har chand vaght ye bar "Counter" e webe to chek mikardi ta befahmi melat har rooz chand bar miyan bebinan shoma up kardin ya na ?:D