یه بغض مونده توی دلم به اسم تو ...

 

بشکن و خلاص .....

      

    

  

 

  

نگفته بودم که هنوز که هنوزه  ...

نگفته بودم که هنوز که هنوزه ....

نگفته بودم که هنوز که هنوزه ....

 

نمی گم که ....

 

   

   

  

   

  

نیستش
نمیدونم کجاست
چه میکنه
ولی میدونم که ندارمش
هیچ وقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم
نمیخواستم که تورو تو گم ترینه آرزوهام ببینم
نمیخواستم که بی تو به دیوارا بگم هنوزم دوستت دارم
آخه تو هول و ولای پریشونیا تورو نداشتم
تو گیر و دار، ای بابا ....
دلتو هیچ ...
حالمون خوش ...
ای بی مروت ....
دیگه دلی میمونه که جور دل کبوتر بطپه که با شما از جون زندگیش بگه؟
بگه که هنوز زنده ست...
هنوز زنده ست...
هنوز زنده ست...
هنوز زنده ست...
هنوز زنده ست...

 

 

 

  امشبم از اون شباس ... مثه شب پیش ... مثل شب قبلترش ... سکوت سنگین تر شده این شبا ... بی انصاف انگار نه انگار که من و می شکنه ...

 

نه ...

دیگه حتی فکرشم نمی کنم که وای چی می شد اگه ...

  

  

 

 آب از آب تکان نخورد
نه دیدی و نه دیده شدی
رفت و گذشت، بی نگاهی که بوی مهربانی دهد
غافل از این که همین نزدیکی ها از آب آبی تر است دلی که میمیرد برای لحن کودکانه او
لحنی شبیه مریمی های پر پر

امشبم مثل همیشه ست؟
آره... .. .
باز هم سر میزند تنهایی؟
آره... .. .
از دوباره می آید دلتنگی؟
آره... .. .
با ندیدنش چه می کنی؟
هراسی ندارم
باهاش رفیقم این روزا

 

 

  

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
رضا

آره... بشکن و خلاص... کاش به همین راحتی باشه :)

دايی ناصر

سلام دايی. خوبم. چيزی نيست. رگه. خودش گرفته خودشم ول می کنه. دلم هوای وطن کرده. خيلی زياد.

سمانه

عزيزم... نبينم اينجوری باشيا ديگه....