<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

********حرف هايم با تو ...

خيال كن دوباره بيقرارم . خيال كن دوباره بي تابم . اصلا چه باك . خيال كن دوباره ديوانه ام ..

مگر نه اين است كه دستان تو هميشه پر سخاوتند وبخشنده . مگر نه اين است كه تو هميشه مهرباني و خوب ...  پس خيال كن بيقرارو بي تاب و ديوانه ام ... خيال كن تنهاي تنهايم . راستي تو دلت از تنهايي نمي گيرد ؟؟؟... چرا .. چرا ... تو هم دلت گرفت از تنهايي كه هوس گل بازي به سرت افتاد ...  خوب مي دانم كه تو هم دلت گرفته بود ...  مي داني ، خوب كه فكر مي كنم مي بينم تو همه چيز داشتي ... آسمان . زمين . آب . هوا . درخت . گل . پرنده .....  تازه به اين ها هم تمام نمي شد ..  حتي يك عالمه ستاره . يك عالمه كهكشان ..  ماه هم كه مال تو بود ..   مي بيني تو همه چيز داشتي .. همه چيز ... اما دلت باز بهانه گرفت . باز هم تنها بودي . تو براي تنهاييت ، براي دل گرفته ات ، از مشتي گل تمام آنچه را كه مي خواستي آفريدي ...  حالا مرا نگاه كن ...  تنها ، تنها ، تنها ، حتي تنها تر از اين آواي سه تاري كه مي شنوي ...   فرض كن آسمان را دارم . زمين را دارم . درخت و پرنده و گل هم ، خيال كن هست ... حتي ستاره ها را هم و ما ه را ... ماه را .. ماه را ....

اصلا خيال كن من جاي تو ..... مي داني ...   دلم پر پر مي زند براي گل بازي  ... براي گل بازي .. براي گل بازي .....

 

                                                     

 

********حرف هايم با خودم ....

                                        

خوشبخترينم اگر از تمام آسمان ،  سهم من تكه ابري باشد سفيد ومهربان و پر باران ...

خوشبخترينم اگر از تمام زمين  ، سهم من وسعتي باشد از تو تا تو ...

خوشبخترينم اگر از تمام آنچه هست و نيست ، سهم من ، دلي باشد كه در سينه تو می تپد ...                                                                

فكرش را بكن ... براي مني كه از تمام بستگي ها  ، به يك بستگي پاك قناعت دارم ، از تو ساده تر و مهربان تر و دوست تر چه كسي مي تواند باشد ؟؟؟!!!   

اري .. خوشبخترينم اگر كه سهم تو باشم ...

 

 

********* حرف هايم با دوست ....07.gif

اين روزها جاي خاليت ،جاي  خالي كه نه ، جاي هميشه سبزت در كنار دل ، مرا  بي تاب مي كند ..

اين روزها كه بي شكيب و بيقرارو نا آرامم . اين روزها كه آغوشت را بهانه مي گيرم . اين روزها كه نوازش دستان پر مهرت را بي صبر و بي تابم ...

اين روزها ، تو را ،  گرم تراز پيش ، دوست دارم ... 

 

  

 *********حرفهايم با خاطراتم ...

تا يادم نرفته بگويم كه همين چند روز پيش ، دوباره باران بود و من و دل ... دست در دست دوست ، و شيرين تراز همه ، نوازش سيبي در دستان گرم احساس در زير باران ... يك باران گردي خوب ديگر با درسا و خريدن دو تا سيب سرخ و خوشبو ....  سيبي كه هنوز با گذشتن چند روز ، وقتي نگاهش مي كنم صداي بارون و مي شنوم كه داره تنش و نوازش مي كنه ...

                                                                              

 

 

******** و اين بار حرف هايم با او ...01.gif07.gif

وقتي مي گفت ومي شنيدم ، انگار كه سالها بود حرف هايم را از بر بود ... ساده حرف مي زد و مهربان ... به گمانم ، دوستي  را زلال مي فهمد ... گل را ، لطيف مي بويد  و احساس را گرم گرم مي شناسد ...سلامتيت ،  برقرار، دلخوشي ا ت ،  بر دوام ...   07.gif07.gif

 

****** راستی »    اين چتر هم ،  عجب بی احترامی بزرگيست به باران ....

 

 

 

                                      

 

/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
daryush

ممنون از الطافت بازم بيا راستی در مورد چتر و بی احترامی با باران باهات موافقم من که عمرآ چتر دست نگيرم/شعر زيبائی که از آقای مشيری پائين وبت نوشتی رو من خيلی دوست دارم/موفق باشی

andarony

سلام به من آنتی چتر هم سر بزن

vajiheh

گاهی آدم دنيا را در دستش دارد ولی هنوز همان چيزهای ساده و همان دنيای ساده و بی ريای خودش را می خواهد... موفق باشيد

.......

تو بزرگي مثل اون لحظه که بارون مي زنه تو همون خوني که هر لحظه تو رگهاي منه تو مثه خواب گل سرخي لطيفي مثه خواب من همونم که اگه بي تو باشه جون مي کنه

dorsa

آپديت کن منتظريم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

&#1580&#1610&#1600&#1600&#1605&#1586

سلام.......چی بگم رفیق که دلم خونه..........//the door is close so are your eyse but now i see the sun ..yeah....................//.........سی یو

setare

آبجی جون قربونت برم/ آپ کن ديگه..

شومباس

اگه آپديت نکنی پرای طوطی جونم رو می کنم ها من که آپديت کردم.

لاله

سلام ...اگه گل دست تو همدیگه بودیم چی می شد ؟ وای چقدر اسفبار بود احوالمون ...

نازنین

اپديت نمی کنی سحر جون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟