منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز                    چه شكر گويمت اي كار ساز بنده نواز

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

***** 

 

 

من ، بي انتهايي عشقم را به سكوتي ،  فرياد خواهم كرد .

مشتي از خاك دلم ، تمام هستي را عاشق مي كند .

من ، دستانم را بوسه باران  مي كنم كه هنوز، نقش عشقي كه دستان تو بر بي رنگي اش نقش زد ، سبز و پر طراوت مانده است .

من نگاهم را عاشقانه مي نگرم كه هنوز آينه ديدگان تو را در مقابل ديده دارم ....

بگذار بگويم تمام بي تابي دل را انگاه كه ......    اما نه ....   بگذار حال دلم ، بماند براي حال دلت ...

 

 

 

در حريم عشق نتوان زد دم از گفت و شنود      زانكه آنجا جمله اعضا چشم بايد بود و گوش

 

 

 

 

*****

 

 

چيه ؟؟؟؟   خوب بچه اس ....  دل داره ......  

 

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

تا نگردی آشنا زين پرده رمزی نشنوی....گوش نا محرم نباشد جای پيغام سروش......از من به تو : زرد.قرمز.روشن

vajiheh

نوشته های شما برای من هميشه حالت دعا گونه دارد ولو اينکه در آن مضمون عاشقانه وجود داشته باشد. موفق باشيد. چند وقتی است که به من ديگر سری نمی زنيد!

soran

جالب مينويسی ..يه حالی بردم مبسوط ..بهمنم سر بزن

نازنین

سلام عزيز مهربونم....در مقابل نوشته های قشنگت ترجيح ميدم سکوت کنم که رسم بلاگری اينه که وقتی به کسی سر می زنی بايد برا نوشته اش نظر بدی ....تا بعد يا علی

رضا

شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد... بنده طلعت آن باش كه آني دارد... دلنشان شد سخنم... تا تو قبولش کردی... آری آری... سخن عشق نشانی دارد...

خاک من

کاش می تونستم بيشتر با حرفات احساس نزديکی کنم من سررشته ی زيادی از عشق ندارم ... توی کل ديالوگ هايی که امروز جلوم اجرا شد تنها کلمه ای که نشنيدم عشق بود ... اما می بينم که تو فيلم نامه همه دارن ازش دم ميزنن ... نمی دونم کيه داره حس رو سانسور می کنه ...

سمانه

باور كن به ديدار آينه هم كه مي‌روم، خيال تو از انتهاي سياهي چشمهايم سوسو مي‌زند! ... موضوع دوري دستها و ديدارها مطرح نيست! همنشين نفس‌هاي من شده‌اي... با دلتنگي ديدگانم يكي شده‌اي ... شاد باشي

abji setaram gige

سلاااااااام آبجی جونم../ سفر خوش گذشت گلم؟ آبجی به خدا من شرمندم/ نی‌دنی آبجی چقدر همش ... / دلم هوارهوارتا برات تنگ شده/ راستش می‌دونی چيه آبجی/ تو هميشه اينجا انقدر قشنگ می‌نويسی که من اصلاْ نمی‌دونم چی بايد بگم..../ باور کن هر روز و هميشه ميام وبلاگت اما نمی‌دونم چی بايد بگم ..../ تازشم آبجی مسنجرم حسابی قاط زده/ واسه همينه که نمی‌تونم ديگه جواب بدم/ همون که ميخونم کلی هنر کردم/ تو خونه هم که نصب نمی‌شه منم بی‌خيالش شدم فعلاْ/ کلاس بدمينتون هم چشم آبجی جونم/ شنبه حتماْ حتماْ حتماْ می‌پرسم/ تازشم خب به نينيم نرو شکايت کن ديگه.../ خب آبروی مامانا می‌ره وقتی شکايتشونو به نينياشون بکنن.../ الهی من قربون آبجی برم.../ راستی آبجی منتظرم بشنوم سفر چه جوری گذشت..... /راستی فرزانه هم کلی دلش واست تنگيده شده/ گفته هر موقع باهات حرف زدم سلام برسونم.../ خوش باشی گلکم/ يا علی!

bazam abjiam

راستی آبجی غرغرام از سر اوممممم يه کم خستگيه/ خيلي دلتنگيه... / از سر گرمای تابستونه بدون آفتابه.../ ديگه خلاصه ببخشيد آبجی جونم...شرمنده ..../ راستی آبجی واسم دعا کن باشه؟؟؟‌؟/ خيلی دعا کن آبجی/ هم واسه فردا/ هم واسه فرداها... باشه آبجی جونم../ يا علی

نازنین

سلام ....مرسی که اومدی پيشم ...راستی اون شعر مال دکتر علی شريعتی بود ....تا بعد