در مهتابي تماشا امشب ، ماه ،  خيال باريدن دارد .

نه اين كه آسمان به زمين آمده باشد ... !!!

نه ......

بغض كهكشان شكسته ،  كه اين همه ستاره ، بر زمين باريده ....

 

 

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
setare

آسمون دلت گرفته مث من/ بغض راه گلوت بسته مث من/ منم اينجا تک و تنها مث تو/ تو دلم يه غصه بی‌انتها باز مث تو/ آسمون راه نفس کشيدنم بسته شده/ همه درا به روم ديگه بسته شده.../ آسمون آخه تا کی داد بزنم/ خستگيمو شب و روز واسه کی فرياد بزنم/ آسمون خسته شدم چقد گلايه بکنم/ کاش بتونم مث تو باد بهانه بکنم.....

roozbeh

سلام سحر خانوم ....شما نيومدي به ما سر بزني ولي ما نوشته هاتونو دوست داريم وميا م مي خونيم...شاد باشي

نگار

از روزگار دلم گرفته / از اين تکرار دلم گرفته / دلم ميخواد گريه کنم گريه کنم بارون ببار دلم گرفته......سحر اين شعرو يادته اون شب؟؟؟ راستی ميدونم که با چی بايد خداحافظی کنم يادم مونده دوست من.

سمانه

واي چي مي شد اگه اسمون به زمين مي‌اومد... خيلي جالب مي‌شه ها اگه آسمون رو زمين باشه ... شايد خاكي بشه... بعد مي‌گه واي كثيف شدم ...

سمانه

چقدر دلم مي‌خواد مثل آسمون ببارم ... ولي بعضي وقتا زميني ها بيشتر از آسمون هم مي‌تونن بارون داشته باشن... به شرطي كه چشاشون بتونن از اشكاشون پذيرايي كنن... شاد باشي

رضا

... بغض کهکشان شکسته...

نازنین

سلام سحر جان خوبی ؟؟؟ مطلبت مثثل هميشه عالی بود ...فکر کنم يکی از اون ستاره ها رو گونه من نشست که امشب دل من هم اين قدر غم داره ...خدا کنه بغض منم امشب بشکنه ...تا بعد يا علی