یه فيلمی هست اسمش ( گل مريم ) ...

ببينينش اگه تونستين

ديگه اينکه ، در اين زمانه ، رفيقی که خالی از خلل است ... صراحی می ناب و سفينه غزل است

 واسه منی که می ناب ندارم و صد البته ذوق غزلسرايی هم ندارم .....

خوب ... تنهايی هم بد نيست ... 

آن که آن داد به شاهان ، به گدايان ، این داد ديگه ...

.

.

.

تو خوبی ؟

نه اين طوری نپرسم .... بهتره بگم که ايشالا که خوب و خوش و سلامت باشی در پناه خدا ...

يکی از همين روز ها ....

/ 5 نظر / 2 بازدید
ناصر

يکی از همين روزها ميام و پيدات می کنم.

مبارک انشاء الله

اما آقا ناصر من فکر کنم شما خود سحر هستی . آدم که خودشو پيدا نمی کنه.

ناصر

من هر کی باشم شما دوست بدون نام و کمی کم دل و جرات من (که حتی از نوشتن نام خودتون هم ابا داريد) مرتکب دو اشتباه شديد: ۱- ادامه نوشته من برای ؛ یکی از همین روزها.....؛ در حقیقت ادامه یک قطعه شعر هست. ۲ـ همه اینجا من رو میشناسند و من به همین دلیل از نوشتن نام ویلاگم خودداری کردم. جهت مزید اطلاعتون اینبار می نویسم تا اگر مایل بوديد قدم رنجه فرموده تشريف بياوريد و آموزش بگيريد که گز نکرده نبريد. اگر هم مايل به پاسخی برای اين نوشته بوديد لطفا در وبلاگ خودم يا ايميلم ادامه بدهيد تا مزاحم ديگران نشويم.

sahar

شايد لازم باشه که من هم توضيحی اضافه کنم . دوستی که با عنوان (بدون نام) خودتون رو معرفی می کنيد ، خوشبختانه اينجا کسی با اسم ديگری کامنت نمی ذاره . دوستانی که محبت می کنن و می يان اينجا رو من مدت هاست که باهاشون آشنا هستم و فکر می کنم همين دليل هم باعث می شه که تنها به نوشتن اسم بسنده کنيم . من هم هيچ وقت جسارت نکردم و نمی کنم که بااسم دوستان ، اينجا کامنتی بگذارم. به هر حال من از آقا ناصر که هميشه من و مورد لطف قرار ميدن ، اولاْ تشکر می کنم به خاطر همراهيشون و بعد هم معذرت خواهی ... اميدوارم که ديگه اينجا باعث دلخوری و رنجيدگی خاطر دوستان نشه ....