اينکه از کجا اومدی و نمی دونم !

اينکه چقدر خسته بودی و نمی دونم!

اينکه چقدر ترسيده بودی و نمی دونم!

نمی دونم چند تا دست ، باهات نا مهربونی کردن !

نمی دونم از چند تا نگاه ترسيدی !

نمی دونم کجاها دنبال يه آشيونه امن گشتی و پيدا نکردی !

نمی دونم ...

نمی دونم ...

نمی دونم ....

فقط اين و می دونم که حالا ديگه دلت آروم باشه

ديگه نترس

ديگه دستی که می ياد طرفت ، واست پره از چيزهايي که دوست داری

ديگه چشمايی که نگاهت می کنن ، واست پره از خنده هستن

ديگه لازم نيست خودت و پنهون کنی و از اين گوشه به اون گوشه آواره باشی

ديگه غصه نخور ، خودم مراقبتم از اين به بعد ...

 

 مرغ عشق کوچولوی سفيد ...

از اين به بعد ، با يه دل آروم ،مرغ عشق باش ....

 

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
علی

روزبه

نازنين برات دعا می کنم گريه ات از سر شوق خنده ات از ته دل هر غروبت دلشاد

رضا

مرغ عشق کوچولوی سفيد :) خيلی ناز بود... خيلی ناز بود... خيلی ناااااااز بود

vajiheh

سلام. تغيير بلاگ مبارک....

ناصر

مرغ عشق کوچولوی سفید :" اينجايی که میگی آزادی هم هست؟ آخه همه چیزایی که یه موجود می خواد رو گفتی غیر از..... يه پرنده وقتي پرندست كه ...."